تبلیغات
ارایشگاه مهشید
 
ارایشگاه مهشید
صورت زیبا = زندگی بهتر
 
 

علیرضا افتخاری از اخبار منتشر شده درباره ی خانواده اش بسیار دلگیر شد و این اخبار را کذب دانست.
افتخاری گفت: «خبرهایی که در چند روز اخیر در مورد من و خانواده ام منتشر شده است تماما کذب است و از خبرنگارانی نیز که بدون بررسی صحت این خبرها آنها را منتشر کردند، گلایه دارم، کسانی که این اخبار کذب را منتشر می‌کنند در پی سوژه قرار دادن افراد جامعه هستند و با این کار بنیان خانواده‌ها را به هم می‌ریزند و اگر این افراد اعتقاد به معاد و قیامت داشته باشند هیچ گاه چنین اخباری را منتشر نمی‌کنند».
این خواننده موسیقی ایران اظهار داشت: «رسالت خبرنگاری بسیار خطیر و مهم است و خبرنگاران باید با صداقت پس از اطمینان از خبر آن را منتشر كنند، امروز شخصیت کشی از آدم کشی بدتر است، و متاسفانه این موضوع توسط برخی انجام می شود و همه ما به عنوان ملت ایران باید یکدل، و یکصدا شویم و در تمام امور برای پیشرفت به یکدیگر روحیه دهیم نه اینکه در پی تخریب و تضعیف یکدیگر باشیم».
در چند روز اخیر برخی سایت‌های خبری نوشته بودند، علیرضا افتخاری مهریه دخترانش را حفظ 450 غزل حافظ و 16 جزء قرآن کریم قرار داده است.
 
 
منبع: jahannews.com



منبع:
http://loved.nega.ir



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به گزارش فارس،  در حالی كه تصویربرداری سریال تلویزیونی «ملكوت» ویژه ماه رمضان در دربند ادامه دارد، گروه هشت نفره جلوه‌های ویژه رایانه‌ای به مجموعه «ملكوت» پیوستند.
 مهدی بدرلو مدیر تولید مجموعه در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: تصویربرداری حدود 80 درصد از سریال «ملكوت» به كارگردانی محمدرضا آهنج به پایان رسیده است و گروه هم‌اینك مشغول ضبط صحنه‌های داخلی خانه «خسرو» (ایرج نوذری) در دربند هستند.
وی ادامه داد: با توجه به مضمون ماورایی، حضور بازیگران مطرح و جلوه‌های ویژه بصری متعددی كه در صحنه‌های مختلف مجموعه وجود دارد، «ملكوت» با دیگر سریال‌های در حال پخش شبكه‌های تلویزیون متفاوت و مورد توجه مخاطب قرار گرفته است از سوی دیگر به دلیل جلوه‌های ویژه رایانه‌ای، این مجموعه به زمان بیشتری در تدوین تصاویر نیازمند است تا برای پخش آماده شود.
بدرلو در ادامه افزود: برای سرعت بخشیدن به كار و كیفیت بالاتر جلوه‌های بصری مجموعه گروهی حرفه‌ای به عوامل فنی سریال پیوستند و درصدد هستیم تا با رفع كمبودهای این بخش در قسمت‌های آتی سریال، تصاویر بهتری از عالم ماوراء به نمایش بگذاریم.
وی درباره تولید سریال توضیح داد: ما هر روز در یكی از لوكیشن‌های اصلی مشغول تصویربرداری هستیم زیرا فیلمنامه هنوز به صورت كامل در اختیار گروه قرار نگرفته است و همزمان با تولید توسط نویسنده در حال نگارش است.
بدرلو در پایان با خرسندی از استقبال خوب مخاطب از این مجموعه با موضوع متفاوت و ماورایی‌اش توضیح داد: عكس‌المعل‌ها و بازخوردهای مخاطب پس از دیدن قسمت‌های ابتدایی این سریال انرژی مضاعفی به گروه سازنده داده است و با توجه به تعدد سریال‌های ماه مبارك رمضان این استقبال غیرمنتظره بود. امیدواریم با توجه به حضور بازیگران حرفه‌ای و جدید در قسمت‌های آتی، سریال بتواند توقع مخاطب را از مجموعه برآورده نماید و برتعداد مخاطبان این مجموعه بیافزاید.
جلوه‌های بصری رایانه توسط شركت سیماپردازان شرق در حال انجام است و امیر نجفی امامی، محمدرضا نجفی امامی و احسان دباغی سرپرستی گروه هشت نفره جلوه‌های بصری را برعهده گرفتند.
ملكوت داستان زندگی مردی متمول به نام حاج فتاح را روایت می‌كند كه در ابتدای ماه مبارك بر اثر سانحه‌ای به بیمارستان منتقل می‌شود و این در حالی است كه بستگان وی در تلاش هستند تا وی را به زندگی دوباره بازگردانند.
در این مجموعه بازیگرانی چون محمدرضا شریفی‌نیا، احمد نجفی، رضا رویگری، علی دهكردی، كوروش تهامی، نیما شاهرخ شاهی، رز رضوی، مهشید افشارزاده، آهو خردمند، پروانه معصومی، كمند امیرسلیمانی،نیلوفر شهیدی، فخرالدین صدیق شریف، صدرالدین حجازی، ابوالفضل شاه‌كرم، كتانه افشارنژاد، شیوا خنیاگر، فریبا متخصص، غلامرضا علی اكبری، منوچهر آذری، ترلان پروانه، امیررضا شجاعی، عباس عرفانی، لادن سلیمانی و ایرج نوذری ایفای نقش می‌كنند
تعدادی از عواملی كه در ساخت مجموعه همكاری دارند ، عبارتند از: مجری طرح: موسسه دیدگاه هنر/ تهیه كننده:محسن شایان‌فر/محصول گروه فیلم و سریال شبكه دو سیما/ نویسنده:احمدرضا معتمدی/ كارگردان: محمدرضا آهنج/ بازنویس نهایی:نادر وحید/ مشاور مذهبی: سیدمجید میرمیران/ ناظركیفی:علیرضا افخمی/ مدیرتصویربرداری: فرشادگل سفیدی/ مدیر تولید: مهدی بدرلو/ طراح صحنه و لباس: سیدحسین عالی‌نژاد/ صدابردار:محمد شیوندی/ دستیار اول كارگردان: منصور وثوقی/ مدیر برنامه ریزی: مجید موثق/ موسیقی متن: بهنام ابطحی/ تدوین:روح الله انصاری/ منشی صحنه: زهرا غلامی/ طراح چهره‌پردازی: محمدرضا توسلی/مدیرتداركات: حمیدرضا سلطانیان/هماهنگی تولید: داود یارندپور/ مشاور تولید:محمد خراط‌زاده/ امورمالی: كمال افشاری/ دستیار دوم كارگردان: افشین آقایی/ گروه تصویربرداری: فرزام گل سفیدی، مسعود جعفری، بهنام كریمی، وحید پاكدل/ مدیر صحنه:بهنام كلامی/ گروه صحنه: وحیدتهرانی، محدثه پولادی، پریسادرویش/ گروه تداركات:علیرضا همت عبیری، محمدامین توكلی/ دستیارصدا: علیرضا آشتیانی/ مجریان گریم: حسن یحیی‌پور، لیلا شنگله/ خدمات: رحیم محمدی، ابوالفضل صوفی/ سینه موبیل: ایرج محمدی‌فر، حمزه آشتیانی/ حمل و نقل: مسعود حاتمیان، محمدتقی احترامی، مرتضی كمالی‌پور، وحید بیگلری، نصیر نمایی، علی ابراهیمی، حمیدرضا خجسته، رضا جمشیدی، علی فرخ‌زادی/ تصویربردار پشت صحنه: سارا غفوریان/ عكاس: احمدرضا شجاعی.
 

منبع: farsnews.com



منبع:
http://loved.nega.ir



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 نرم افزار ضبط حرفه ای و نا محدود صدا در کامپیوتر که 3D Mp3 Sound Recorder G2 نام دارد هم اکنون بصورت کامل و با حجمی کم برای دانلود قرار داده شده است.

 

دانلود نرم افزار 3D MP3 Sound Recorder G2

  



منبع:
http://loved.nega.ir



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 مرداد 1389 :: نویسنده : مهشید محمدی نژاد

به گزارش مهر، داود ميرباقري بعد از ساخت مجموعه تلويزيوني “گرگ‌ها”، خردادماه سال 1368 مجموعه‌اي با عنوان “رعنا” را با موضوعي پيرامون حوادث انقلاب با بازي گلچهره سجاديه، پرويز پرستويي، بهزاد فراهاني، رسول نجفيان، رويا تيموريان، فاطمه گودرزي و سعيد نيکپور جلوي دوربين برد.

اين مجموعه که در گروه فيلم و سريال شبکه يک تهيه شده بود، يک سال پس از توليد از اين شبکه پخش شد و  در آن زمان توانست مخاطبان بسياري را جذب کند. اين هفته در بررسي مجموعه‌هاي ماندگار سيما به بررسي سريال “رعنا” پرداختيم.

ميرباقري در دومين کار تلويزيوني خود در مجموعه‌اي هشت قسمتي داستان دختري به نام “رعنا” را روايت کرد. او دختر مردي  به نام سنايي  از صابون پزهاي قديمي تهران است. رعنا برداري به نام منصور دارد. پس از چندي مردي به نام دانايي که دبير آموزش و پرورش است به خواستگاري رعنا مي‌آيد و با وجود مخالفت‌هاي منصور با او ازدواج مي‌کند، اما پس از گذشت مدت زماني دانايي به خاطر شرکت در فعاليت‌هاي سياسي دستگير و روانه زندان  و کشته مي‌شود.پس از سال‌ها پسر رعنا  که به شدت درگير انقلاب اسلامي و مبارزه با رژيم پهلوي در سال 1357 است ،در يک درگيري خياباني مفقود مي‌شود . رعنا و دخترش به دنبال يافتن او هستند که ماجراهايي از گذشته دوباره باز و زنده مي‌شود.

ميرباقري: به عمد شيوه فلاش بک را در سريال “رعنا” انتخاب کردم

داود ميرباقري طي روايت اين داستان، مقطعي از تاريخ معاصر را نيز روايت کرد. بخش عمده‌اي از داستان مجموعه “رعنا” به شيوه فلاش بک روايت شده است. ميرباقري درباره انتخاب اين شيوه بعد از پخش مجموعه در گفتگو با هفته نامه سروش گفت: شايد شيوه ارجاع به گذشته ساده و دم دستي تلقي شود، اينکه هر نويسنده هر کجا کم مي‌آورد به فلاش بک مراجعه مي‌کند، اما من در اين قصه کم نياورده بودم، بلکه به عمد و از روي علاقه اين شيوه را انتخاب کردم.

وي درباره دليل تعهد خود براي استفاده از اين شيوه گفت: بعضي از موقعيت‌هاي دراماتيک قصه ريشه‌اش در خاطرات تلخ و شيرين گذشته است، به همين خاطر استفاده از فلاش بک در ايجاز، ساختار و پرداخت کلي اين قصه کمک مي‌کرد.

اين کارگردان در ادامه درباره دلبستگي‌اش به شيوه فلاش بک اشاره کرد و توضيح داد: معتقدم که انسان مجموعه‌اي از سبک‌ها است که البته اين سبک‌ها بر اساس کاراکتر اصلي و شروع درست آن ايجاد مي‌شود. هر انساني در مقاطع مختلف زندگي بخشي از زندگي را پشت سر مي‌گذارد و در اين ميان نيز قوه تخيل او در روال زندگي عمل مي‌کند. لذا در غالب موارد در يک قصه کاراکترها نه حال و نه گذشته‌اي مشخص دارند و نه فکري به آينده، به همين دليل من در پي ارتباط منطقي و درست بين اين سه عرصه يعني گذشته، حال و آينده هستم.

وي خاطرنشان ساخت: محور اصلي اين قصه، عشق است و عشق هم مقوله‌اي است جاودانه که در هر زمان قابليت مطرح شدن را دارد. بنابراين نبايد به دنبال رابطه‌اي خاص با زمان فعلي در آن گذشت.

ميرباقري با بيان اين نکته که تصويري شناخته شده از يک زن در ذهنش او را براي نگارش فيلمنامه رعنا ترغيب کرد، گفت: رعنا شخصيتي بود که در ذهن من با توجه به آدم‌هاي اطرافم خيلي شناخته شده بود. بر خلاف روال قبلي که هميشه موضوع را اصل قرار مي‌دادم، اين بار با يک تصوير شروع کردم، اما نتيجه  آن شخصيتي نشد که من مي‌شناختم، بلکه جور ديگري شد. به هر حال خودم هم از نتيجه نوشته خودم متعجب هستم. به نظرم مي‌آيد که اگر کار به همان ميزان صميميت نوشته شده، اجرا نمي‌شد باز هم براي من فوق العاده دوست داشتني بود.

رويا تيموريان، بازيگر مجموعه تلويزيوني “رعنا” در پاسخ به اين سئوال که بازي در مجموعه “رعنا” اولين کار تصويري شما بود، فکر مي‌کنيد تجربه‌ خوب‌تان در عرصه تئاتر چقدر در انتخاب شما براي بازي در اين سريال موثر بود، به مهر گفت: فکر مي‌کنم خيلي تاثير داشت. در واقع تجربه تئاتري و خود نقش، حضور ميرباقري به عنوان کارگردان و متن قوي و دل انگيز باعث شد که من بازي در اين پروژه را بپذيرم. قطعاً تجربه تئاتر به من خيلي کمک کرد تا در کنار کارگرداني آگاه بتوانم نقش را خوب دربياورم . البته فقط من تئاتري نبودم، بلکه گروهي که در اين اثر حضور داشتند همه  تجربه تئاتري داشتند، به همين دليل خروجي هم کيفيت خوبي داشت.

وي درباره اينکه معمولاً وقتي بازيگران تئاتر در يک اثر تلويزيوني بازي مي‌کنند، مجموعه‌اي قوي شکل مي‌گيرد، توضيح داد: قطعاً همين‌طور است، چرا که تئاتر آموزش زيادي به بازيگر مي‌دهد و باعث مي‌شود بازيگر موارد مختلفي را در بازيگري آموزش ببيند، تجربه خوبي که کمتر درعرصه‌هاي ديگر به دست مي‌آيد.

اين بازيگر درباره قصه جذاب  مجموعه که باعث محبوب شدن آن در ميان مردم شده بود، توضيح داد: مجموعه “رعنا” پايه‌گذار شرايط جديدي در تلويزيون بود، حتي در آن سال‌ها که فکر مي‌کنم سال 69 بود اين فرم نگارش، تصويربرداري و حضور شخصيت زن تا اين حد جدي و با کارآيي بالا در تلويزيون و حتي سينما نبود. ميرباقري با “رعنا” حرکت جديدي را در تلويزيون آغاز کرد. شخصيت زن در مجموعه “رعنا” خيلي قوي بود. علاوه بر آن در فيلمنامه به مسئله انقلاب هم به شکل صحيحي پرداخت شده بود.

وي افزود: در مجموعه “رعنا” دو زن محور اصلي قصه و تاثيرگذار بودند. نگاه حساس و ويژه به زن به عنوان مادر، عاشق و به عنوان کسي که مي‌تواند براي زندگي خودش تجربه کند، يکي از ويژگي‌هاي مجموعه “رعنا” بود، به همين دليل اين سريال تا اين حد در ميان مردم محبوب شد.

تيموريان درباره اينکه آيا ميرباقري بازيگران را در صحنه “رعنا” آزاد مي‌گذاشت تا بتوانند پيشنهاد خودشان را براي بهتر شدن شخصيت بدهند، توضيح داد: ميرباقري خودش نيز زمينه تئاتري داشت و با دقت به پيشنهادهاي بازيگران گوش مي‌داد. در برخي مواقع موافق يا مخالف بود، اما هرگز سليقه‌اي عمل نمي‌کرد؛ بلکه با منطق دليل مخالفتش را نسبت به پيشنهاد بازيگر مي‌داد. “رعنا” يکي از به ياد ماندگارترين کارهاي پشت صحنه من بود. همدلي، هم زباني، آزاد بودن در نظر و … امتيازات کار به حساب مي‌آيد. علاوه بر آن کار با ميرباقري خيلي لذت‌بخش بود و من توانستم با “رعنا” اولين کار تصويري‌ام را تجربه کنم.

اين بازيگر با اشاره به خاطراتش‌ در مجموعه “رعنا” گفت: تمام لحظات در اين مجموعه شيرين بود. به ياد دارم در آن زمان نمايشي را به کارگرداني بهزاد فراهاني همراه پرويز پرستويي با عنوان “مريم و مردآويج” بازي مي‌کرديم. استقبال مردم از نمايش خيلي زياد بود، حتي برخي مردم با اتوبوس از شهرستان‌هايي همچون اراک براي ديدن اين نمايش مي‌آمدند. در آنجا بود که داود ميرباقري من را ديد و براي مجموعه “رعنا” انتخاب کرد. با توجه به اينکه ميرباقري زمينه تئاتري داشت، به همين دليل بازيگران تئاتري هم براي “رعنا” انتخاب کرد. گرچه 20 سال از پخش مجموعه “رعنا” مي‌گذرد، اما هنوز هم مردم درباره اين مجموعه حرف مي‌زنند.

وي درباره اينکه فکر مي‌کنيد تابوشکني “رعنا” به ويژه در قصه و نگاه تازه‌اي که به مقوله عشق داشت، چقدر در محبوبيت اين مجموعه موثر بود، توضيح داد: فکر مي‌کنم خيلي موثر بود. اين مجموعه تابوشکني زيادي در مقوله عشق داشت. مثلاً دختري که خودش به خواستگاري مي‌رود. “رعنا” يک کار زنانه، بسيار لطيف و تاثيرگذار بود. شايد باور نکنيد، اما خيلي از مردم به من مي‌گويند کارهايم را بعد از “رعنا” دنبال مي‌کنند و خاطره اين مجموعه هنوز هم در ذهن‌شان ماندگار مانده است، حتي چند سال پيش که اين مجموعه دوباره پخش شد نسل جوان هم با ديدن آن همين نظر را داشتند.

تيموريان در پاسخ به اين سئوال که فکر مي‌کرديد روزي کارتان را در تصوير با يک اثر خوب شروع کنيد، عنوان کرد: من در آن دوره که تئاتر کار مي‌کردم هميشه علاقمند بودم تا زماني که به پختگي لازم نرسم کار تصوير انجام ندهم. گرچه برخي به من مي‌گفتند که دير مي‌شود يا سن‌ام بالا مي‌رود، اما من به اين حرف‌ها بي توجه بودم. آنچه برايم اهميت داشت اين بود که چگونه وارد شوم؟ و چطور بمانم؟ حتي بعد از “رعنا” پيشنهادهاي زيادي داشتم، اما دوباره به سمت تئاتر رفتم تا بتوانم خودم را براي بار ديگر آماده کنم.

اين بازيگر يادآور شد: همه کارهايي که من انجام دادم عزيز است و هميشه سعي کردم انتخاب صحيح داشته باشم.”رعنا” تجربه خوبي بود. علاوه بر آن با کارگرداني کار کردم که خودش زمينه تئاتر داشت. او با اشراف کامل قصه اين مجموعه را نوشت. هميشه براي هر انساني برخورد اول خيلي مهم است و برخورد اول من با کار تصوير خاطره خوبي برايم به جا گذاشت.

وي با اشاره به خاطراتش‌ گفت: جالب است بدانيد در هنگام تصويربرداري مجموعه “رعنا” من دختر دومم را باردار بودم. از سوي ديگر در صحنه‌هاي آخر دويدن زياد داشتيم. گرچه برايم مشکل بود، اما اين کار را انجام مي‌دادم. برخي مواقع هم ميرباقري عصباني مي‌شد و مي‌گفت بازيگري که سر کار است نبايد اين وضعيت را داشته باشد. . جالب است بدانيد بعد از اينکه دخترم را به دنيا آوردم گروه تصميم گرفتند صحنه‌هاي آخر را با ايجاد تغييراتي دوباره ضبط کنند. مسلماً چهره و فيزيک من بعد از به دنيا آمدن بچه تغيير کرده بود و گروه سعي کردند با ترفند گريم و يا گرفتن صحنه‌هاي باز اين مشکل ديده نشود.

نجفيان: ميرباقري با انتخاب من که بازيگري چهره نبودم، ريسک کرد

رسول نجفيان بازيگر نقش پوريا در مجموعه “رعنا” درباره بازي در اين سريال به خبرنگار مهر گفت: اين سريال در کنار اينکه يک قصه عشق را روايت مي‌کرد به  انقلاب هم پرداخته بود. در اين مجموعه من نقش پوريا را بازي کرده بودم که شخصيت منفي قصه بود، اما جالب است بدانيد که مردم بيشتر من را به عنوان آدمي مظلوم که در حق‌اش ظلم شده است، در اين سريال باور کردند.

وي ادامه داد: در واقع وقتي من را در کوچه و خيابان مي‌ديدند، مي‌گفتند که چقدر مظلوم هستم و در حق ظلم شده است. به ياد دارم در آن سال‌ها يک آقايي در ميدان شوش با من برخورد تندي کرد و گفت: “بي‌غيرت، چرا گذاشتي نامزدات را از دست در بياورند! مرد بايد غيرت داشته باشد” هر چه به آن دوست عزيز توضيح دادم که اين مجموعه نمايشي است و خودم اين طور نيستم، باور نکرد.

اين بازيگر خاطرنشان ساخت: وقتي ميرباقري به من پيشنهاد بازي داد، ريسک کرد؛ چرا که من بازيگر چهره‌اي نبودم. مجموعه “رعنا” جزو تجربه‌هاي خوب من است و هميشه در خاطرم باقي مي‌ماند. ميرباقري در اين اثر بچه‌هاي تئاتر را دور هم جمع کرد و مجموعه هم با استقبال زياد مردم رو به رو شد. در آن سال‌ها من کمتر بازي مي‌کردم و بيشتر کارگردان تله تئاتر بودم، اما بعد از بازي در مجموعه “رعنا” پيشنهادهاي زيادي به من شد و من محبت ميرباقري را که براي بازي در سريال “رعنا” انتخاب کرد، فراموش نمي‌کنم، چون  جسارت کرد.

نجفيان در پايان افزود: البته در اين مجموعه رويا تيموريان هم اولين کار تصويري‌اش بود يا فاطمه گودرزي اولين کار جدي‌اش بود. در مجموع کار با ميرباقري خيلي لذت بخش بود و تمام لحظات کار کردن در اين سريال شيرين و به يادماندني بود.

آذين: “رعنا” تجربه جديدي براي داود ميرباقري بود

جبار آذين، منتقد درباره مجموعه “رعنا” به خبرنگار مهر گفت: “رعنا” تجربه نمايشي جديدي براي داود ميرباقري و تلويزيون بود و اين مجموعه برگرفته از فضاي اجتماعي و سياسي آن دوران ساخت شد. “رعنا” جزو کارهاي خوب و پرخاطره تلويزيون از يک کارگردان متبحر در عرصه سينما، تئاتر و تلويزيون سال‌هاي بعد کشور است. ساختار نمايشي خوب و شخصيت‌ پردازي‌هاي اصولي ،مقبول و ديالوگ‌هاي خوب از امتيازهاي مجموعه “رعنا” بود و ميرباقري را در توليد کارهاي تلويزيون توانا و خوش فکر نشان داد.

وي در ادامه افزود: استفاده از بازيگران تئاتري و معرفي يک چهره مستعد که بعدها در سينماي ايران به عنوان بازيگري قدرتمند و محترم شهرت يافت (رويا تيموريان ) و بهر‌ه‌گيري از دکورهاي تلويزيوني حجيم و مناسب، متن خوب و بازي‌هاي روان از ويژگي‌هاي “رعنا” محسوب مي‌شود. تمام امتيازهاي هنري و فني “رعنا” آن را اثري ديدني ساخته بود تا مضامين خوب را واگويه کند و از عشق‌ها، رشادت‌ها، مبارزه‌ها، آرمان‌ها، تلخي‌ها و شيريني‌ها بگويد و چه خوب هم در آن سال‌هاي کم رونقي تلويزيون اينها گفته شد و همين‌ها “رعنا” را با تجربه اندوزي‌هايش در اذهان به يادگار نشاند.

اين منتقد خاطرنشان ساخت: گرچه اکنون با توجه به تکنولوژيک شدن صدا و سيما کمتر اشتياقي براي توليد امثال “رعنا” وجود دارد، اما اين سازمان مي‌تواند از امکانات فني، هنري و مالي‌اش براي مضمون عميق انساني، اجتمايع و آرماني “رعنا” قالب مناسب با ويژگي‌هاي دهه 90 تدارک ببيند و “رعنا” را با شمايل جديد و امروزين در باورها و اعتقادات راسخ ديني، ملي و اجتماعي وارد قاب تلويزيون کند.



منبع:
http://loved.nega.ir



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در واقع براي اولين بار است كه در سريال‌هاي تلويزيوني كه همزمان پخش مي‌شوند، مرگ موضوع اصلي شده و از دريچه مرگ است كه زندگان ديده مي‌شوند و اعمال آنها مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد.

در سريال در مسير زاينده‌رود ، موتور داستان با مرگ مسعود آغاز مي‌شود. قتل يك جوان به دست يك جوان ديگر باعث مي‌شود تا زنده‌ها آزمون زندگي را آغاز كنند. در اين مسير، زياده‌خواهي‌ها و طماعي‌ها به نمايش در مي‌آيند و ارتباط بين آدم‌ها آسيب‌شناسي مي‌شود. اگر مسعود كه از خانه پدري رانده شده است به قتل نمي‌رسيد، شخصيت‌هاي در مسير زاينده‌رود زير ذره‌بين نقد دراماتيك قرار نمي‌گرفتند.

در مسير زاينده‌رود، شخصي طماع به نام فرهاد ـ برادر مسعود ـ و همسرش در يك طرف اجرا قرار دارند و در طرف ديگر حاج سماواتي ـ مسعود رايگان ـ حضور دارد كه دامادش باعث قتل شده است. حاج سماواتي براي فرهاد و همسرش طعمه خوبي است تا به بهانه قتل از او اخاذي كنند. احتمالا تا پايان داستان ما شاهد اين درگيري‌ها خواهيم بود.

در سريال ملكوت هم داستان با تصادف حاج فتاح و به كما رفتن او آغاز مي‌شود. او دچار مرگ مغزي شده و هر لحظه امكان دارد بميرد. حالا خانواده و اطرافيان او هركدام به اين اتفاق واكنش متفاوتي نشان مي‌دهند اما به رسم داستان‌هاي سنتي ايراني، عروس و داماد خانواده بيشتر از بقيه به دنبال ارث و ميراث هستند. ملكوت در ادامه داستان خود 2 ماجرا را تعريف خواهد كرد. در يك طرف حاج فتاح است كه به كما رفته و يك فرشته همراه اوست تا او در برزخ تسويه‌حساب كند و نواقص دنياي خود را بر طرف كند. در طرف ديگر، خانواده حاج فتاح هستند كه به احتمال زياد به جان هم مي‌افتند تا در يك نبرد خانوادگي بتوانند مال و منال بيشتري را از آن خود كنند.

در ملكوت هم مرگ باعث امتحان زنده‌ها مي‌شود. جالب اينجاست كه زنده‌ها چون از عالم مرگ بي‌خبر هستند نمي‌توانند سختي‌هايي را كه حاج فتاح مي‌كشد ببينند شايد كه درس عبرت بگيرند و از زياده خواهي و حق و را ناحق كردن دست بر دارند. در ملكوت هم مرگ و دنياي بعد از مرگ معيار سنجش قرار گرفته است و نويسنده و كارگردان با استفاده از ذهنيت و مستندات ديني، دنياي آخرت را تصويري كرده‌اند. البته دنياي بعد از مرگ تاكنون به وسيله كارگردانان مختلف تصويري شده است كه آخرين آنها در سريال «روز حسرت» ساخته سيروس مقدم بود. مقدم در زمان پخش اين سريال درباره چگونگي تصويري كردن آخرت گفت: اين تصوير من از دنياي بعد از مرگ و برزخ است. كارگردانان ديگر مي‌توانند تصورات ديگري داشته باشند. حالا محمدرضا آهنج هم از برزخ تصور خود را ارائه كرده است. اين تصوير مي‌تواند براي برخي قابل قبول باشد و براي برخي نباشد. البته تاكنون سريال‌هاي زيادي با موضوع كما رفتن يك شخص ساخته شده‌اند. اولين سريال را قاسم جعفري با نام «كمكم كن» ساخت. او نيز در اين سريال افراد مختلفي كه به كما مي‌رفتند را در برزخ نشان داد. برزخ قاسم جعفري بياباني خشك و بي‌آب و علف بود كه زمين‌هاي آن از خشكي ترك برداشته بودند و آدم‌ها در اين بيابان سرگردان بودند و هر كدام راه رستگاري خود را مي‌جستند. اما با پيشرفت فناوري رايانه‌اي و تصويرهاي رايانه‌اي برزخ از سريال كمكم كن تا سريال ملكوت تغيير شكل‌هاي مختلفي داشته است.

در سريال جراحت مرگ در لايه زيرين قصه جريان دارد. مرگ باعث ايجاد اختلاف بين افراد شده و باعث شده تا كينه و انتقام شكل بگيرد. جواني از فاميل به دليل حكم قصاص اعدام مي‌شود. حالا خانواده جوان تصميم دارند از كساني كه گمان مي‌كرده‌اند در اجراي اين حكم دخيل بوده‌اند، تقاص بگيرند. مرگ باعث شده تا دوستان و فاميل‌هاي قديمي‌ از يكديگر متنفر شوند و مدام به اين فكر كنند كه چگونه با انتقام گرفتن، آتش اين تنفر را خاموش كنند؛ انتقام و تنفري كه پايه و اساس خانواده‌ها را نشانه گرفته و قرار است آن را ويران كند. در جراحت هم مرگ باعث شده زنده‌ها نيات دروني و شخصيت پنهاني خود را به نمايش بگذارند.

آيا در جامعه ما اتفاقي افتاده است كه زندگي با ترازوي مرگ سنجيده مي‌شود؟ آيا زنده‌ها، مرگ را فراموش كرده‌اند كه در اين دنياي زميني هر كاري كه ميلشان مي‌كشد انجام مي‌دهند؟ دنياي زميني براي زنده‌ها رنگ و لعابش آنقدر زياد شده كه آنها فقط با نفسانيات خود زندگي را پيش مي‌برند. توجه دادن انسان‌ها به مرگ يكي از بهترين داستان‌هايي است كه در تلويزيون مي‌تواند روايت شود، اما وقتي در 3‌سريال اين موضوع محور داستان قرار مي‌گيرد و بيننده با 3 نگرش روبه‌رو مي‌شود، شايد تطبيق دادن اين سه نگاه با نگاهي كه بيننده به اين ماجرا دارد كمي‌ سخت باشد. از طرفي ذهن او در يك زمان خاص از يك موضوع اشباع مي‌شود و اين اشباع مي‌تواند او را از داستان سريال دلزده كند، هر چند سريال‌هاي در مسير زاينده‌رود، ملكوت و جراحت قصه خود را متفاوت از يكديگر روايت مي‌كنند، اما نمايش اين حجم از نماهاي بيمارستاني و تنوع مرگ در يك ماه، انتقال پيامي ‌را كه به عهده اين سريال‌ها گذاشته شده است، كمرنگ مي‌كند.



منبع:
http://loved.nega.ir



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 158 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
درباره وبلاگ



اموزش ارایش خلیجی و عربی و ایرانی

مدیر وبلاگ : مهشید محمدی نژاد
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :